سرای سعادت

متن مرتبط با «سیب سرخ حوا سوزان روشن» در سایت سرای سعادت نوشته شده است

سیب سرخ حوا

  • نیلوبلاگ

    دخترک دائم در رویا به سر می برد.از رویا بافی لذت می برد.از اینکه دائم در عالم خیال سیر کنه خسته نمی شد.با اینکه روستا کوچک بود ولی دخترک جز راه مدرسه و  خونه ی خاله و دایی جایی را بلد نبود.یک کوچه بود نزدیک چشمه!که دخترک اونجا را ندیده بود.ولی توی ذهن سیال و خیال پردازش بارها اونجا رو دیده بود .تو تصوراتش انتهای اون کوچه منتهی میشد به یه رود خونه!یه رود خونه ی کم عمق با آب بسیار زلال و شفاف!آب خیلی آهسته جریان داشت.کف رودخونه پوشیده شده بود از سنگریزه های گرد و صاف!کنار رودخونه پر بود از درخت درختهایی که شاخه هاشون تا توی آب پایین اومده بود.درخت بید هم لا به لای درختا بود انگار که یه دختر با موهای بلند سرشو آورده نردیک آب و موهاشو سپرده به جریان آب.تو ذهنش همیشه چند تا اردک خیلی قشنگ کن...

    ادامه مطلب
  • سیب سرخ حوا اصلاحی

  • نیلوبلاگ

    امروز هم  اگر موافق باشین می خواهم شمارا ببرم به   گذشته ای نه چندان دور ... یعنی  به همون به دنیای خاطرات دخترک قصه خودم. پس لطفا کمربندها را ببندید:سه....دو....یک....صفر... :...... جونم براتون بگه که این دخترک  قصه ما ذهن بسیار پویایی داشت .بطوری که   وقت و بی وقت  و شب و روز   خودش را باذهنیات و  رویا پردازی هایش سرگرم   می کرد .گاه چنان درذهنیات خودغرق می شد که حتی خودش هم  ساخته و پرداخته های ذهنی خودش را هم جدی می گرفت!!!راستش می دونین؟ او  عاشق رویا پردازی  بود و  از اینکه دائم در عالم خیال سیر کند هرگز خسته نمی شد.اگرچه  روستایی که دخترک در آنجا به دنیا آمده و بزرگ شده بود  کوچک بود اما بالاخره مثل ه...

    ادامه مطلب
  • سیب سرخ حوا 3

  • نیلوبلاگ

    دخترک مدام در عالم رویا به سر می برد.عاشق رویا بافی  هایش بود و از رویا پردازی  لذت می برد.او از اینکه دائم در عالم خیال سیر کنه  هیچ وقت خسته نمی شد.باوجودی که روستایشان، کوچک بود ولی مثل هر جای دیگه ای بالاخره چند کوچه و محله را داشت  اما دخترک حالا به دلیل ترس یا هرچیز دیگه  جز راه مدرسه و  خونه ی خاله و دایی جای دیگری نمی رفت.در  روستای دخترک یک کوچه بود  که انتهای اون به یک بیشه پر درخت و رودخونه ای زیبا ختم می شد.یه رود خونه  کم عمق با آبی بسیار زلال و شفاف که تخته سنگ کوچکی هم وسطش قرار داشت!! دخترک هرگز به چنان مکانی قدم  نگذاشته بود.ولی توی ذهن سیال و خیال پردازش بارها اونجا را دیده بود .آب خیلی آهسته جریان داشت.کف رودخونه پوشید...

    ادامه مطلب
  • دخترک- سیب سرخ حوا

  • نیلوبلاگ

    دخترک مدام در عالم رویا به سر می برد.عاشق رویا بافی  هایش بود و ازآن  لذت می برد.او از اینکه دائم در عالم خیال سیر کنه  هیچ وقت خسته نمی شد.روستای دخترک گرچه کوچک بود ولی مثل هر جای دیگه  از  چند کوچه و محله  تشکیل می شد.  اما او به دلیل ترس یا هرچیز دیگه   غیر از  راه مدرسه و  خونه ی خاله و دایی جای دیگری نمی رفت.در  روستای دخترک  کوچه  ای بود  که انتهایش  به  بیشه ای پر درخت و رودخونه ای زیبا ختم می شد.یه رود خونه  کم عمق با آبی بسیار زلال و شفاف که تخته سنگ کوچکی هم وسطش قرار داشت!!آب  دررودخیلی آهسته جریان داشت.کف آن  پوشیده بود از سنگریزه های گرد و صاف!کنار رودخونه پر بود از درختهایی که شاخه ه...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سیب سرخ حوا | سیب سرخ حوا فیسبوک | سیب سرخ حوا سوزان روشن | سيب سرخ حوا بتي | سیب سرخ حوا بتی | شعر سیب سرخ حوا | دانلود سیب سرخ حوا سوزان روشن | داستان سیب سرخ حوا | آهنگ سیب سرخ حوا سوزان روشن |