
آری عزیز دلم می دانممی دانم گه من هم باید از این خواب بیدار بشم!می دانم می دانمخیلی خوب می دانم که عشق تو خواب و سرابی بیش نبود و .....می دااااانم....به رویم نیار!!!!....... تو ای ساغر هستی.... به کامم ننشستی ندانم که چه بودی.... ندانم که چه هستیدر بزم من شکسته ای..... در کام او نشسته اینوشی تو بر سنگین دلان ....زهری به کام خستگاننوشی تو بر سنگین دلان ....زهری به کام خستگان من همان اشک سرد آسمانم ...نقش دردی به دیوار زمانم ....بی سر انجام و بی نام و نشانم....چون غباری به جا از کاروانم....چون غباری به جا از کاروانم تنها ترین .......تنها منم ....سر گشته و رسوا منمآه ای فلک ای آسمان.... تا کی ستم بر عاشقان؟بشنو تو فریاد مرا..... آه ای خدای مهربان!!!!&nb...
ادامه مطلب