خرید بک لینک

زخمی تر از همیشه ،از درد دل سپردن
سرخورده بودم از عشق ،در انتظار مردن
با قامتی شکسته... از کوله بار غربت
در جستجوی مرحم ...راهی شدم زیارت
رفتم برای گریه ...رفتم برای فریاد
مرحم مراد من بود ....کعبه تو رو به من داد
ای از خدا رسیده...ای که تمام عشقی
در جسم خالی من... روح کلام عشقی
ای که همه شفائی... در عین بی ریائی
پیش تو مثل کاهم ....تو مثل کهربائی
هر ذره از دلم را ....با حوصله زدی بند
این چینی شکسته ....از تو گرفته پیوند
ای تکیه گاه گریه ...ای همصدای فریاد
ای اسم تازه من ....کعبه تو رو به من داد
من زورقی شکسته ام ....اما هنوز طلائی
طوفان حریف من نیست..... وقتی تو ناخدائی
بالاتر از شفائی ....از هر چه بد رهائی
ای شکل تازه عشق؟ تو هدیه خدائی
با تو نفس کشیدن.... یعنی غزل شنیدن
رفتن به اوج قصه.... بی بال و پر پریدن
ای تکیه گاه گریه.... ای همصدای فریاد
ای اسم تازه من ....کعبه تو رو به من داد

برچسب: نویسنده: مهدی کریمی تاريخ: سه شنبه 5 بهمن 1395 ساعت: 15:59

صفحه بندی